اشعار شماره چهارم، سال دهم

بلبل اسیر چه صبحی کز هوای دلپذیرشبهر سو مشک می پاشید، عبیرشبدورِ گونۀ گل شبنم ترفتاده چون عرق بر روی دلبرگل اندام ناز و بلبل در رجا بودخلاصه هر طرف بزمی بپا بودبدیدم بلبلی در بسته در دامکه می زد ناله از بیداد ایاماسیرش کرده...

Read More

اندیشه و قلم از شماره یکم، سال دهم

آمد بهار آمد بهارخرم وآمد رسول يارمستيم و عاشقيم و خماريم وناقرارای چشم و ای چراغ روان شَو به سوي باغمگذار شاهدان چمن را به انتظارای سرو گوش دار كه سوسن به شرح نوسرتا به سرزبان شده برطرف جويبارگويی قيامتيست كه سركرد سر...

Read More

اشعار

شعری از علی مدد رضوانی متولد ۱۳۵۷ در غزنی ليلا مهاجر است که حرفی نمی زندآزرده خاطر است که حرفی نمی زندليلا نماد غربت اين حال و روز ماستدرد معاصر است که حرفی نمی زندليلا برای رنج کشيدن تمام عمرانگار حاضر است که حرفی نمی زندگم...

Read More

نور و عرفان

” شاخه های نور” نام کتاب بس جالبی از عرفان عاشقانه است که فاضل و نویسنده توانا میثاق با قلم شیوای خود آن را به رشتۀ تحریر درآورده است. مطالعۀ آن مشوق من در نوشتن این گفتار می باشد. *مهندس رزاقی* هر آن چیزی که در عالم...

Read More
Translate »