شماره دوم ، سال یازدهم ، دسمبر 2008

مقایسه با عالم

در واقع ما در این راه فقط قسمت کمی از کد سماوی را شکافته ایم. و از خود می پرسد چرا بایستی Homo sapiens "نوع ما انسانها" جرقه های عقلانیت را داشته باشند که کلید گشایش به حقایق عالم را همراه داشته باشد. ما که فرزندان این عالم هستیم خاکستر جاندار شده از بقایای ستارگانیم و چگونه ما به این برنامه کیهانی پیوست شده ایم، خود از اسرار است. رابطه ای است که نمی شود آن را منکر شد.
این جریان را به چه می شود تعبیر کرد؟ آدم چه پدیده ای است که بایستی شریک اصلی در چنین امتیازی باشد؟ من نمی توانم باور کنم که وجود ما در این عالم فقط یک ابهام قضا و قدر و یا یک واقعۀ تاریخی و یک تصور ناگهانی در درام سماوی بزرگی باشد. درگیری ما در این جریان خیلی پر معنی می باشد. صرف نظر از ماهیت فزیکی انسان Homo ، عامل ذهن Mind یا عقل در پاره ای از ارگانیسمها و در بعضی از سیارات عالم مطمئناً دال بر یک واقعیت پر معنی می باشد. به وسیلۀ بشر هوشمند عالم یک خودآگاهی به وجود آورده است. این نمی تواند یک مسأله و تفصیل جزیی و یا یک فرآورد فرعی از نیرو های بدون منظور و هدف باشد. وجود ما در این جا حقیقتا دارای مفهوم و معنای خاصی می باشد.
عرفان غرض از خلقت عالم و آد م را معرفت می داند و این معما را به طور اختصار از کتاب "بیان حکمت در آفرینش" شبستری بشنویم:
« بدان که حق تعالی مردم را به جهت آن آفرید تا او را بشناسند و در احادیث چنین آمده است که داود نبی علیه السلام، از حضرت حق تعالی سوال کرد که الهی حکمت چه بود که عالم و آدم را پیدا کردی؟ و معنی این حدیث را شیخ فرید الدین عطار در نظم بیان فرموده:

ز رب العزة اندر خواست داود
چه حکمت بود کآمد خلق موجود؟
جواب آمد که تا این گنج پنهان
که آن ماییم بشناسند ایشان
تو از بهر شناسایی گنجی
به گلخن سر فرو آری برنجی

و چون معلوم شد که حق تعالی مردم را جهت معرفت خود آفریده است، هر آینه باید که ایشان را استعداد آن داده باشد و الا مردم بی استعداد حق را نتوانند شناخت و حضرت حق را به دیدن و دانستن آیات و آثار قدرت او در آفاق و انفس توان شناخت و مردم را میسر نبود که در قعر دریا و عروق جبال روند و اسرار عالم سفلی را مشاهده کنند و بر افلاک برآیند و حقایق و دقایق عالم اعلی را ببینند و در انفس عالم ملکوت روند و احوال ارواح یعنی عقول و نفوس افلاک معلوم کنند و بر همه صفات حق مطلع شوند و افعال خدای تبارک و تعالی را ابداع و اختراع موجودات بشناسند. پس الله تعالی از غایت عنایت هر چه در عالم آفریده بود، از ظاهر و باطن، و علوی و سفلی، مردم را بر آن مثال آفرید و به هر صفتی که خود موصوف است مردم را نیز بدان صفت موصوف گردانید و همچنان که عالم مسخر او است، تن مردم مسخر روح گردانید تا مردم از ترکیب اعضا و ترتیب اجزای خود بر عالم علوی و سفلی مطلع گردند و از دانستن صفات خود صفات حق تعالی را بشناسند، و از امر کردن روح ایشان بدن ایشان را بدانند که فرمان راندن جان ایشان در تن ایشان همچو فرمان راندن حق تعالی است در عالم.
ای نسخه نامۀ الهی که تویی
وی آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

که در حدیث است که "ان الله تعالی خلق آدم علی صورته"»
باشد که با کشف و شهود و عشق به معبود به عظمت الهی بنگریم و با دانش و بینش و تفکر به راز های نهان کد سماوی “Cosmic Code” راه پیدا کنیم.

تویی تو نسخه نقش الهی
بجو از خویش هرچیزی که خواهی

- مهندس رزاقی -

28


صفحه بعدی***************************** بازگشت به صفحه نخست***************************** صفحه قبلی

به صفحه

1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 13- 14- 15- 16- 17- 18- 19- 20- 21- 22- 23- 24- 25- 26- 27- 28

29- 30- 31- 32- 33- 34- 35- 36- 37- 38- 39- 40