شماره دوم ، سال یازدهم ، دسمبر 2008

مراسم چپن پوشی به مناسبت ختم مثنوی



روزشنبه هشتم ماه نوامبر۲۰۰۸ جمعی ازهمدلان و همزبانان در منزل با صفايی در كنار Oak Hill Park درEast Barnet واقع درشمال لندن مراسم چپن پوشی را به شيوۀ رايج زادگاه خداوندگار بلخ به مناسبت ختم مثنوی معنوی بجا آوردند.
اين همدلان و همزبانان بيش از شانزده سال می شد كه قرائت شش دفتر مثنوی معنوی را در " بنياد عرفان مولانا " آغاز نموده بودند. بنياد عرفان مولانا به سر پرستی زنده ياد دكتر مسعود همايونی، هرعصر جمعه در دانشگاه لندن محفل مثنوی خوانی را منعقد می نمود. مرحوم دكتر همايونی در بخش نخست محفل، مثنوی را قرائت نموده، تفسير و تحليل می نمود. بعد وقفه ای برای صرف چايی می بود و سپس در بخش دوم مباحثه آزاد صورت می گرفت و در آخر غزلی از لسان اللغيب خوانده می شد و هر كسی فالی می گرفت. محفل، همدلانه و دوستانه در فضای محبت و صميميت می بود. اين محفل ازسالهای نود ميلادی درلندن برپا شده بود. وقتی به تاريخ ۱۹ دسامبر ۱۹۹۳ دكتر مسعود همايونی چشم از اين جهان پوشيد به تدريج محفل از رونق افتاد و ازتعداد آن كاسته شد. دانشگاه لندن هم بی مهرگرديد وخواست كه اتاق را پس بگيرد. جمعی از عاشقان مولانا كه اشتياق ادامه اين محفل را داشتند ناگزير در جستجوی جای مناسب ديگری شدند. سرانجام جای مناسبی در يك كانون اجتماعی واقع در ريجتنس پارك به دست آمد. و چند تا از ياران با وفای مولانای روم بانوان خانم پريچهر دهقانی، خانم بقايی، خانم تكين، خانم خسرو شاهی، خانم خديوی و آقايان محمود نسوا درانی، دكتر محمد علی مولوی، مهندس اسدالله رزاقی، باقر محمدی و عبدالكريم ميثاق درحرم لا هوتی مولانا باقی ماندند و همان سنت مثنوی خوانی را هفته يك بار در روز های جمعه ادامه دادند. در بخش نخست شخصيت متواضع، عارف پيشه و محترم نسوا درانی مثنوی را قرائت، شرح، تفسير و تحليل می كرد و در بخش دوم پس از صرف چايی كه بانوان باكيك وشيرینی پذيرايی می كردند مباحثه هايی درمسايل عرفان وعلم صورت می گرفت. دراين باره مهندس رزاقی بيشتر سهم می گرفت و مقاله های علمی اش در باره علم وعرفان در نشريه "محبت" هم به نشر می رسيد. دكتر مولوی برای ما گلستان شيخ اجل سعدی را می خواند و شرح و تفسير می نمود و آقای محمدی منطق الاطيرعطار را قرائت نموده شرح و تفسير می كرد. همچنان دكتور مولوی مجله " ره آورد" را برای مطالعه به دسترس ما قرار می داد و درميان اعضای محفل كتابهای عرفانی، ادبی وعلمی و نوارهای موسيقی مبادله می شد. در اين باره سهم بيشتر را خانم دهقانی ادا می كرد . دوران ريجنس پارك كه چند سال ادامه يافت دوران جالبی بود. چشم انداز زيبا و فضای دلكش پارك اكثراً قبل از وقت ما را به سوی محفل مولانا می كشاند. می آمديم گاهی در كنار گلستان های رنگارنگ و گاهی در برابر آبشار و درياچه می نشستيم و نفس تازه می كرديم. به زيبايی های طبيعی كه دراثر توجه باغبانان زيباتر ومرتب تر شده بود خيره می شديم و گاهی هم نگاه ما به زيبا رويان و خوش اندامانی می چسپيد كه خرامان خرامان به تماشای گلزارها و چمنها مشغول می بودند.
---> ادامه به صفحه بعدی

22


صفحه بعدی***************************** بازگشت به صفحه نخست***************************** صفحه قبلی

به صفحه

1- 2- 3- 4- 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 13- 14- 15- 16- 17- 18- 19- 20- 21- 22- 23- 24- 25- 26- 27- 28

29- 30- 31- 32- 33- 34- 35- 36- 37- 38- 39- 40