نگاهی به پيشينهء تاريخی نوروز درافغانستان

وطن محبوب ما افغانستان درجريان تاريخ طولانی وكهن خويش حوادث گوناگون را ازسر گذشتانده است . اسناد تاريخی ومواد به دست آمده باستان شناسی بيانگر اين حقيقت است كه اين سرزمين كهن وباستانی شاهد وقايع ومدنيتهای گوناگون بوده است .
“داكترلويی دوپری امريكايی درنتيجه حفريات سال ۱۹۶۵ خود در ” آق كپرك ” ( جنوب شهرمزاروكناردريای بلخ ) آثاری ازقبيل آيينه برنجی ، انگشترودست بند ، اسلحه وقيزه اسپ ونگين لا جورد ين انگشتروغيره شواهدی بدست آورد كه متعلق دوره جديد حجر – از ۲ تا ۹ هزار سال قبل از ميلاد – است . درهمين ساحه بزرگ بز وگوسفند موجود بود واين ساحه داخل آن منطقه يی است كه اولين بار حبوب غذايی دران زرع گرديده وحيوانات اهلی شده است . داكتر لويی دوپری معتقد است كه اين آثار ازعمق بيشتر زمين ازدوره ( ۲۰ هزار سال پيشتر از ميلاد ) نمايندگي ميكند وچنين آثارتاحال ازآسيای مركزی وهندوستان بدست نيامده است.

تفحصات سال ۱۹۵۱ در منديگگ ( ۵۰ كيلومتری شمال قندهار ) هم نشان داد كه مردم افغانستان از سه هزار سال قبل از ميلاد ،ساكن ودِه نشين بوده ، خانه هايی ازخشت خام ميساختند ؛ به زراعت ومال داري ميپرداختند ، اسلحه وزيورات مسی وظروف سفالين مكشوفه هم كه دارای اشكال هندسی است نماينده سطح بلند پيشه وری آن عهد است . (صفحه ۳۴ ، افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ ششم )

يكی از مغاره های مهم افغانستان قديم ، مغاره عظيم ” چهل ستون ” دريك كيلومتری بت پنجاه سه متری باميان است . رويهمرفته می توان گفت كه جامعه افغانستان ازبيست هزارسال قبل از ميلاد موجود بوده وتا دوره حجر جديد كه ازنه هزار سال قبل از ميلاد شروع می شود مراحل مختلفی ازتكا مل را طی كرده است وازيك جامعه بدوی اشتراكی ، طايفوی ومادر شاهی تا مرحله فلزات .

وطن آبايی وباستانی ما افغانستان درمسير تاريخ طولانی وپُرازفراز ونشيب خويش ، نامها ، اديان ، جشن ها، اعياد ، روزهای تاريخی ، ملی ، رسم و رواج ها ، عنعنات وسنتهای گوناگون ومختلف داشته كه تا امروز ادامه يافته و در هرمقطع زمانی نظر به شرايط سياسی واجتماعی اشكال آنها تغيير كرده است . يكی ازين روزهاي تاريخی وعنعنوی روز نوروز است . نوروز به حيث بزرگترين جشن بهاری وبذرافشانی درين سرزمين بنا به روايتی از زمان پاد شاهی جمشيد اين سلطان اسطوره يی در۷۰۰۰ سال قبل از ميلاد تا به امروز به شيوه ها وطرزهای گونه گونه دربخشها ومحلات اين سرزمين تجليل وبرگزار می شود . چنانچه فردوسي ميگويد :

به فر كيانی يكی تخت ساخت
چه مايه بدو ، گوهراندر شناخت
چو خورشيد تابان ميان هوا
نشسته براو شاهِ فرمان روا
به جمشيد بر ، گوهر افشاندند
مرآن روز را ” روزنو ” خواندند
سرسال نو هرمزفروردين
برآسوده ازرنج تن ، دل زكين
بزرگان به شادی بيا راستند
می و جام و را مشگران خواستند
چنين روز فرخ ازان روز گار
بمانده ازان خسروان ياد گار

نوروز پس ازدوره جمشيد شاه در زمان زردشت ۱۷۲۵ پيش ازميلاد مسيح ، وبعد ازان تا امروز به اشكال مختلف درسرزمين ما برگزار شده است . منوچهری گفته :

نوروز بزرگم بزن اي مطرب امروز
زيرا كه بود نوبت نوروز به نوروز

برگزاری نوروز پيوسته با ساز ونوا همراه بوده است. گويا برای جشن نوروزی دستگاه موسيقی به نام نوروز بزرگ داشتند .

آنچه كه مسلم است ، انسان باستان به تغييرات طبيعت توجه می نمود وهر تغييری را براساس دانسته های آن روز توجيه می كرد . غروب آفتاب را مرگ آن وبرآمدنش را تولد آن می پنداشت وطبيعتاَ آن را خجسته می دانست . خزان وپژمردن گياهان را غمناك ونا مبارك می شمرد وچه بسا در عزايش می نشست ورويش ديگر بار آنها را كه دربهار صورت ميگرفت وجوانه زدن شان را زايشی نو می انگاشت ومقدس می دانست وجشن ميگرفت و شادی ميكرد .

توجه به تغييرات طبيعت كه نظم وآهنگ خاصی داشت كم كم به پيدايش گاه شماری وتقويم منجر شد وبراساس همين تغييرات طبيعی ، نوروز كه دران ساعات شب وروز يكسان است ، به حيث روز نو يعنی روز اول سال شناخته شد .

درعهد باستان ۲۵ روز پيش ازنوروز درصحن دارا لملك ۱۲ ستون ازخشت خام برپا می شد وبرهريك ازين ستون ها يكی از غلات ويا حبوبات را می كاشتند واينها را نمی چيدند . درششمين روزنوروز آنها را می كَندند وبه ميمنت درمجلس می پراگندند وتا روز ۱۶ فروردين ( ماه حمل ) آن را جمع نمی كردند . اين حبوبات را براي تفأل می كاشتند ومی پنداشتند كه هريك ازآنها بارورتر شد ، محصولش درسال بيشتر خواهد شد . علاوه برين سفره نوروزی باشكوهی نيز دردربار می گستراندند . درروز اول فروردين يعنی در روز نوروز موبد وموبدان درحضور شاه می رسيدند ومراسم مخصوص را انجام مي دادند .

مهم ترين هدفی كه از برگزاری مراسم نوروز دردرباردنبال ميشد ، وصول ماليات وعزل و نصب حكام ومقامات دولتی بود . درين روز ماليات حصول شده را به حضور شاه عرضه می داشتند وشاه به عزل ونصب حكام می پرداخت ونيزدرنوروز سكه نو می زدند وآتشكده ها را پاك و طاهر ميكردند وامثال اين . همچنان به هنگام نوروز شاه بار عام ميداد . حكام ومقامات مهم كشوری ولشكری هدايای خود را برای شاه می آوردند وشاه نيز متقابلاَ بسته به مقام وموقعيت شخص هدايايی به وی می داد . درايام عيد نوروز برخی اززندانيان ومجرمان نيز بخشوده می شدند .

واما مردم مراسم خاص خود را داشتند . درروز اول مردم صبح بسيار زود برخاسته ، به كنار نهرها وقناتها رفته شستشو می كردند وبه يكديگر آب ميپاشيدند وشيرينی تعارف ميكردند . صبح پيش ازينكه كلامی ادا كنند ، شَكر می خوردند يا سه مرتبه عسل می ليسيدند وبرای حفظ بدن ازنا خوشيها وبد بختی ها روغن به تن می ماليدند واسپند دود می كردند .

مشروحترين وقديمترين اشاره به سفره نوروزی كه دران از عدد هفت گفتگو ميكند ازابوريحان بيرونی است :

چون جمشيد براهريمن كه راه خير وبركت وبارش باران وسبزشدن گياهان وفراوانی نعمت را بسته بود ، پيروز شد ، دوباره خيروبركت ونعمت باران وسبزشدن گياهان شروع شد وهركشت زار وشاخه ودرختی كه خشك شده بود، سبز وتازه شد وبه همين جهت مردم گفتند ” روزنو ” يعنی روز نوين وروز تازه ، پس هركس ازراه تبرك ويادمان ، دراين روز درظرفی جو كاشت . سپس اين رسم پايدار ماند كه برای روز نوروز مردم درهفت ظرف ، هفت نوع ازين غلات را كاشته وسبز می كردند وازرويش ونموی اين غلات ، خوبی وبدی محصول وكشت وكاررا درسال كه پيش رو داشتند حدس می زدند .

برخی احتمال می دهند كه در زمانهای گذشته به جای هفت سين هفت شين ، يا هفت ميوه درسفره می گذاشتند . درين باره نمی توان درادبيات مطالب مستندی يافت مگر درباره هفت شين از يك شاعر ناشناخته شعری وجود دارد :

روز نوروز درزمان كيان
می نهادند به سفره سلطان
شهد و شيرو شراب وشكر ناب
شمع و شمشاد و شايه اندر خوان

جالب اين است كه پس ازهزاران سال وپس ازين همه تغييرات سياسی واجتماعی ، فرازو نشيبها وحوادث گوناگون كه گاه گاهی پس از تسلط اعراب برگزاری مراسم نوروز به طور رسمی به وقفه ها ممنوع بوده هنوز دربرخی ولايات ومحلات درميان مردم افغانستان مشابهت هايی در برگزاری مراسم نوروز، با مراسم گفته شده درزمان باستان وجود دارد .

بی نياز ازتذكر است كه گرامی داشت وبرگزاری مراسم جشنها ، اعياد ، روزهاي تاريخی سنتها وعنعنات پسنديده ملی يكی از وسايل شناخت هويت ملی يك كشور است . بايد اين روزهارا گرامی داشت ، تجليل كرد وچون ميراث ملی حفظ واحترام نمود .

پيشينهء پيدايش روز زن

به منظور آگاهی به پیدایش آغازین یاد وارهء روز جهانی زن لازم است دست کم یک و نیم قرن به قفای زمان برگردیم. روز ۸ مارچ ۱۸۵۷م، کارگران نخ ریسی و بافندگی پارچه، به خاطر شرایط سنگین کار و درازای مدت کار و ناکفایتی اجرت پرداخته شده به خیابان های نیویورک ریختند. با وجود اینکه تظاهرات آرام و بی تشدد بود، پولیس شهر بر تظاهرکنندگان تاختند. در اثر این حمله پولیس نیویورک تعدادی از کارگران مورد لت و کوب قرار گرفته و به زندان افتادند.
زنان بنابر ساختار انگشتان نفیس در نساجی ها با نخ های باریک سرو کار داشته و نسبت به مردان چانس بهتر کار را دارند. این عده زنان با این مبارزۀ روز ۸ مارچ هیچگاه نمی دانستند که چنین روزی در آینده ها روز جهانی زن را به وجود خواهد آورد و در برابر کارفرمایان تقاضای حق خویش را به میان می آوردند. خاطرۀ این عده زنان در دیوان تاریخ ثبت گردیده و تاکنون روز ۸ مارچ به نام روز بین المللی زن تجلیل می گردد. زیرا این گرامیداشت نتیجه تلاش این زنان فداکار بود که چنین روز بنیان گذارده شد. در ضمن سوسیالیست های امریکایی، هر ساله آخرین روز ماه فبروری را به نام روز زن برگزار می کردند. سوسیالیست های آلمان نیز از چنین الهامی بهرۀ سیاسی برده و (کلارا زیتکین)، سوسیالیست سرشناس آلمانی در سال۱۹۰۹ در کنگره انترناسیونال در کوپنهاگن، روز ۸ مارچ را به نام روز جهانی زن پیشنهاد نمود.

از آن وقت تاکنون روز ۸ مارچ با مبدأ اساسی جنبش زنان کارگر نساجی ها همه ساله توسط زنان و مردان زیادی در تمام جهان گرامی داشته می شود. این روز به صفت یک سمبول حق زنان در جامعه و بر ضد شیوۀ تاریخی مردسالاری جنس زن را پیوسته به هم نزدیک و نزدیک تر ساخته مطالبات برابری در چنین روزی پخش و ابلاغ می گردد.

این روز پیام آور تاریخی است که تصمیم دارد نقش خودرا در قبال قوانین نابرابر اکثر کشور ها ادا نماید. در اکثر کشور های جهان روز ۸ مارچ روز رخصتی و تعطیل عمومی است و مردم به جشن پرداخته محافلی تشکیل می دهند و به زنان تحفه می دهند. بحث ها و تبادل نظر در محافل صورت گرفته و حق طبیعی زنان را که در بسا کشور ها نادیده گرفته شده برملا می سازند.

با وجود اینکه ساحه بزرگداشت این روز اکثراً در چوکات تشریفاتی مانده ولی از جانب دیگر تلاش زنان روزافزون شده است.

در سال های ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ در بسیاری از کشور های اروپایی زنان عملاً به خیابان ها ظاهر شدند تا به جنگی که در آستانۀ شروع قرار داشت، اعتراض کنند. همچنان در روسیه در سال ۱۹۱۷ الکساندر کولونتای و دیگر فعالان آن تظاهرات عظیمی را به راه انداختند و زنان با شعار خویش دو چیز می خواستند: نان و صلح.

سال های دهه ۱۹۶۰ جنبش زنان در ۸ مارچ به میدان می آمد که حق رأی و حقوق برابر را مطالبه می کردند. هرچند که در یکی دو دهۀ گذشته به دلیل سرکار آمدن قدرت های دست راستی و محافظه کار مانند مارگریت تاچر و رونالد ریگن جنبش زنان و مطالبات این جنبش مورد حمله قرار گرفته و به عقب رانده شده است. و در نتیجه روز جهانی زن دیگر وسیعاً و با شکوه گذشته در خیلی لز نقاط دنیا، از جمله امریکا و اروپا جشن گرفته نمی شود ولی برگزاری ۸ مارچ در برخی از کشور ها به خاطر حاکمیت اپارتاید جنسی و بی حقوقی مطلق زن، همچنان پرقدرت و شعله ور است. دانش زنان اثر خودرا به جا گذاشته و زنان روشنفکر دیگر در چهار دیوار تنگ گوشه گذاری قرار ندارند. و هر لحظه در کشور های که سال ها زیر فشار اپارتاید جنسی قرار داشتند زنان نایل به گرفتن موقف های اجتماعی و سیاسی شده اند.

روز ۸ مارچ به روز مبارزه برای آزادی معقول زن و روز اعتراض به بی حقوقی در مورد زن به معنای وسیعی کلمه تبدیل گردیده همایش های عظیمی در چنین روز برگزار می گردد و در مورد مسایل زندگی و سطح دانش و حقوق اجتماعی زنان سخن رانده می شود.

با اشتراک زنان در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در افغانستان طی سالیان اخیر، زمینه رشد اندیشۀ دادن حق به زنان دارد موثر تر می گردد. ولی قابل تذکر است که تجلیل و بزرگداشت از روز زن نباید به یک روز تشریفاتی باقی مانده و ساحه های واقعی زندگی را بپیماید.