وز محبت گشت ظاهر هر چه هست
وز محـبت می نـماید نیـست هسـت

در گذشته چند جلسه با نویسندهء توانا و ادیب فاضل آقای میثاق بحث های طولانی در رابطه عرفان و هستی داشتیم. سرانجام سخن را با این ابیات از مولانا کوتاه کردیم:

کاشکی هستی زبانی داشتی
تا ز هســـتان پرده هـا برداشتی
هرچه گویی ای دم هستی از آن
پــرده ء دیـگر بـراو بـســـتی بــدان

این بار بحث را به عالم نیستی کشاندیم که منشأ همه هستیهاست.


جهان از نيستی آمده است

” رابطه بين عرفان و فزيک کوانتوم”


ما عدم هائیم هستیها نما
تـو وجود مـطلق فـانـی نـما
زآنکه کان و مخزن صنع خدا
نیست غیر نیستی در انجلا

هیچ نکته ای بالاتر از این نیست که فضای خالی، خالی نیست بلکه جایگاه شدیدترین و قهارترین داستانهای فزیکی است. ( از فزیکدان معروف ، جان ویلر )
حکیم یونانی، برمانیدس می گفت از هیچ چیزی بوجود نمی آید و عقل از قبول چنین امری امتناع دارد . دیمقرازطیس، حکیم دیگر یونانی قبل از میلاد اجسام را از ذرات تجزیه ناپذیر می دانست که در جهان مَلاء ها را تشکیل می دهند و جنبش آنها در خلاء است و بنابراین سراسر جهان از خلاء و ملاء تشکیل شده است- ارسطو از خلاء تنفر داشت، او می گفت هر زمان که سعی کنیم تمام ماده یک منطقه از فضا را برداریم تمایل در مواد مجاور آن آنقدر زیاد است که بلافاصله جای خالی آن را پر می کند. لذا به عقیده او ماده همه جا وجود دارد. از بیان فوق معلوم می شود که فضای عالم همه جا بایستی پر باشد و خلاء وجود نداشته و محال است و موجودات بهم متصل می باشند و یا به یکدیگر احاطه دارند، چون ظرف و مظروفند. اما درک جدید ما درست مخالف آن است. ماده در عالم یک وجه استثنائی است. علی الظاهر قسمت اعظم بین ستارگان یا نزدیک آنها خالی است، یعنی خلاء است- و حتی در اجسام سخت عمده ساختمان شان فضای خالی است. تمام جرم اتمی عناصرمختلف در هستهء مرکزی اتمی شان متمرکز شده است. هستهء اتمی ده هزار مرتبه کوچکتر از خود اتم است. در مقایسه بزرگی هسته نسبت به تمام اتم چون دانهء ارزنی در وسط یک اتاق خیلی بزرگ معمولی است و تعجب آور تر اینجاست که تمام جرم اتم عملاً در همان هستهء نقطهء وسطی می باشد، از اینرو تمام اجسام عالم بالونهای توخالی می باشند! با توجه به قواعد فزیک کوانتوم و نسبیت درک امروزی دانشمتدان از خلاء یا فضای خالی، یا بهتر گفته شود هیچی به نحو دیگری تغییر کرده است. آنها دیگر خلاء را بصورت قبلی تصور نمی کنند بلکه آنرا پر از ماده به نحو خاصی می دانند. در واقع آن حاوی ذرات و ضد ذرات “matter and antimatter” اشباح مانند بنام ذرات مجازی “virtual particles” می باشند که خود به خود از انرژی خلاء خلق و باز در چشم بهم زدنی یکدیگر را مضمحل می کنند. تمام ذرات یا “quanta” که فزیکدانان تا بحال کشف کرده اند و یا در آینده کشف خواهند کرد، بالفعل از فضای هیچی یا خلاء میباشد- فزیکدانان با توجه به عمق اصل تردید “Uncertainty Principle” هیزنبرگ و وجود ضد ماده بطور ضمنی، به این واقعیت رسیده اند. گرچه خلقت از هیچ مغایر اصل بقای انرژی است ولی طبیعت با توجه به اصل تردید هیزنبرگ “Heisenberg” در پریود های بسیار کوتاه عمل خلق ذرات را از هیچ یا خلاء کوانتوم بشرطی که آنها غیر قابل مشاهده باشند اجازه می دهد. ما هرگز نمی توانیم به دقت بگوئیم که محتوای خلاء چیست، ولی می شود خلاء را چون اوقیانوسی از فعالیت های دایمی به نظر آورد که جوش و خروش پیوسته از خلق و فنای جفت ذرات سارژ شده مخالف یکدیگر (چون ماده و ضد ماده) روی آن بظهور می رسد. ظهور و فنای این ذرات چون امواج خروشان اوقیانوس است که از بلندی های آسمان بوسیله اقمار مصنوعی مشاهده می شود.
بشنوید از مولانا این پدیده را:

بر عـدمــهـا کان ندارد چــشم و گــوش
چون فسون خواند همی آید به جوش
از فــــســــون او عــــدمــــهــــا زود زود
خـوش مـعلـق می زنــد ســوی وجـود

این دو رابطه مهم اصل تردید هیزنبرگ در فزیک کوانتوم ما را در مقابل چند نکته مهم و تجب آور در عالم طبیعت قرار می دهد.

h < (زمان پرداخت آن) X (بزرگی قرض انرژی از خلاء) .۱
h < (تردید در سرعت آن) X (تردید در اندازه گیری وضع یک ذره) .۲

رابطهء (۱) بما می گوید که بهر مقدار انرژی که بخواهیم میتوانیم از خلاء قرض نمائیم، در صورتی که فوراً قرض خودرا قبل از سر رسید یا (اضمحلال آنها) بپردازیم. هر قدر انرژی قرض شده زیادتر باشد، زمان پرداخت آن علی ا لاصول کمتر است.
رابطه (۲) بما می گوید که محال است ما بتوانیم موضع و سرعت یک ذره را با هم به دقت اندازه بگیریم- دقت در اندازه گیری یکی، به همان اندازه خطا در اندازه گیری دیگری است. از اینرو ما نمی توانیم هرگز مدعی شویم که در خلاء ذراتی نباشد.
از این دو فورمول نتایج مهمی گرفته می شود و در اینجا به ذکر چند مورد آن اشاره می رود:
۱- می توان نشان داد که نه تنها ذرات بلکه کل عالم ما از هیچ بوجود آمده است.
۲- با این دو فورمول هم اصل بقای انرژی نقض می شود و هم اصل علت و معلول یا “سبب و اثر”
۳- عامل جبریت یا “determinism” هم نقض می شود، بدین معنی که نمی شود حادثه را از قبل دقیقاً پیش بینی کرد.
اما توضیح در بارهء سوال 1: (فزیکدان معروفی می پرسد، چگونه بیگ بنگ اتفاق افتاده است؟ منشأ یا سوپ اولیه خلقت مرکب از کوارکها، لپتون ها و گلوئون ها چه بوده است؟ آنها از کجا آمده اند؟ او اضافه می کند یقیناً این سوالاتی نیست که فزیکدانان بتوانند بطور مطمئن بر اساس تجربیات و تئوری به آن جواب بدهند، ولی در هر حال ما میتوانیم در بارهء آنها تفکر و اندیشه نمائیم- او می گوید جوابی بر این مدعا وجود دارد که من از جنبه فزیک خیلی مجذوب آن شده ام- جواب به این سوال که این عالم از کجا آمده است اینست که آن از خلاء و هیچی آمده است. از طرفی می توان گفت که تمام عالم ما در فرم فعلی خود نمایشی از هیچ می باشد.
در Singularity ابتدای عالم که زمان ۱۵ به توان منفی ۴۳ ثانیه از ابتدای خلقت است، پدیده هیجان انگیزی اتفاق می افتد و آن خلقتِ خود به خود ذرات حقیقی از هیچ می باشد- در این لحظات میدان جاذبه ای ثقل بطور غیر قابل تصوری زیاد و شدید است. جفت ذرات مجازی که از انرژی خلاء تولید می شوند بلافاصله در برخورد با یکدیگر از بین می روند اما در لحظه ۱۵ بتوان منفی ۴۳ ثانیه یا زمان پلانک آنها در وضعی با دانسیته فوق العاده زیاد و میدان جاذبه ای بسیار قوی روبرو می شوند که از جایی به جای دیگر بطور زیادی متفاوت است، در این هنگام که جفت ذرات از خلاء ظاهر می شوند هر یک از آنها نیروی جاذبهء کمی متفاوت از ذره مجاور خود را احساس می کند. این جریان باعث می شود که جفت ذره و ضد ذره نتوانند دوباره با هم متقابل شده و مضمحل گردند، در نتیجه جفت ذرات به علت عدم یکسانی میدان جاذبهء ابتدای خلقت بصورت حقیقی در می آیند. بدین ترتیب ذرات اولیه عالم ما از هیچ بوجود می آیند.
اما چرا عالم در وضع کنونی و حاضر خود هیچ است؟ یا انرژی پتانسیل جاذبهء ثقل کهکشانها نسبت به یکدیگر منفی است؟ چون بایستی انرژی اعمال کنیم که کهکشانها را از هم جدا نمائیم، این امر نشان می دهد که انرژی جاذبه یک انرژی منفی می باشد که در حساب انرژی عالم مقدار بس عظیمی است. ( در حالیکه جاذبه ثقل با فورمول ساده قابل بیان است ولی فزیکدانان هنوز نتوانسته اند به سر ماهیت آن پی ببرند. ولی در چند دهه اخیر دریافته اند که برخلاف سایر انرژیهای موجود در عالم انرژی جاذبه یک انرژی منفی می باشد!) از طرفی اگر انرژی جرمی یا انرژی قفل شده در ذرات عالم را طبق فورمول معروف انتشتین E=mc² (انرژی برابر است با جرم ماده، ضرب در مجذور سرعت نور) حساب کنیم، ملاحظه می شود اگر آن دو انرژی (انرژی منفی جاذبه و انرژی جرمی قفل شده در ذرات) با هم برابر باشند انرژی کلی عالم برابر صفر می شود و دیگر احتیاج به انرژی اضافی برای خلق عالم نبود. با تعجب دیده می شود انرژی مادی عالم یازده مرتبه کمتر از انرژی منفی جاذبه ای بین کهکشانها است! یعنی نه تنها دنیای ما در حال حاضر از نظر انرژی هیچ است بلکه باز کلی هم به هیچ بدهکار است!
چه زیبا گفته عارف شیرین سخن حافظ این راز را:

جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است
هـــزار بــار مـن ایـن نکــته کرده ام تحــقـیق
بیـــا کـه تــوبه ز لـعل نــگار و خــنـده ء جـام
تصـوریـسـت که عـقلش نمی کــند تصـدیق

خلقت عالم از هیچ و بوجود آمدن ذرات مادی بی سبب و علت از انرژی اسرار آمیز خلاء یا نیستی تاکنون در باور مذاهب وظن صوفیانه به شمار می آمد، ولی حالا تئوریهای پیشرفته فزیک دارند کم کم دریچه های نوی از عالم هستی به عالم نیستی که منشأ خلاقیت است باز می کنند.
مولانا فرماید:

نیـســت از اســبـاب تــعـریـف خــداست
نیـســت هـا را قــابـلیـــت از کــجاســت؟
کــارگــاه و گـنــج حــق در این نیـسـتیــت
غرّه هستی تو چه دانی نیست چیست

در جمله دانشمندان اقرار دارند که کسی نمی داند این انرژی لایزال در خلاء که عالم و عالمیان از آن خلق شده اند از کجا آمده است؟
باز از مولانا بنشویم که عظمت خلاء را چگونه توضیح میدهد:

تا بـدانی در عدم خورشیـد هاست
وآنـچــه اینـجا آفـتاب آنجـاسهاست
پـس خـزانه صـنع حـق باشــد عدم
کــه بــرآرد زوعــطـا هــــا دم بــــدم
نیست را بـنـمود هست و محتشم
هسـت را بــنمـود بــر شـکل عـــدم

در نقض علت و سبب خلقت از هیچ با توجه به تئوری هایزنبرگ مولانا چنین فرماید:

هــــر چــه خـواهـــد آن ســبـب آورد
قـــدرت مـــطلــق ســـببـها بـــر درد
این سبـبها بـر نظر ها پرده هاست
که نـه هر دیـدار صنعش را سزاست
دیـــده ء بـایــد سبــب ســوراخ کــن
تــا حـجب را برکــنـد از بـیـــخ و بـــن
تــا ســبــب بــــیــنـد انــــدر لامکــان
هــرزه دانـد جـهد و اکسـاب و دکـــان

آیندگان با عشق به خالق وبا بکار بُری عقل وتفکرات پیگیرانه بایستی خود را به این اوقیانوس لایزال انرژی خلاء ، بیشتر آشنا نمایند تا هرچه بیشتر راز های هستی را در عظمت نیستی بیبینند